حراج بيت المال،مديران سفارشي و پرورش دلالان در فوتبال

اين فوتبال دولتي است كه براي بعضي از  مديران سفارشي خود با راي گيري فرمايشي و رابطه ايي همراه با پول بيت المال بر صندلي شهرت و قدرت بعضي از باشگاه ها و برخي از هيات هاي فوتبال  مي نشاند تا فرامين عاليجنابان را اجابت نمايند. يك واقعيت است كه ساز و كار فوتبال در كشور ما از ابتدا دولتي بوده و همه مسيرها براي خصوصي شدن عملا به بن بست رسيده است.حق پخش مسابقات در ايران پرداخت نمي شود و به همين سادگي امكان پرداخت دستمزد بازيكنان هم از درآمد تيمها عملا وجود ندارد.تيم هاي ليگ برتري هيچكدام خصوصي نيستند و به شكل و نوعي دست شان در جيب مردم است . زمان نقل انتقالات شروع مي كنند به خريد بازيكن. خريد بازيكني كه به يك دوي صدمتر تبديل مي شود و هرباشگاه بدون كارشناسي و يا يك كميته ارزشيابي بازيكن ميليارد روي ميليارد  مي گذارد تا به كمك يك  دلال بتواند با يك قيمت نجومي فلان  ستاره را جذب نمايد،بگفته دادكان ريس پيشين فدراسيون فوتبال اين دوره يكي از بدترين دوره هاي فوتبال ما از نظر انضباطي است. اين رفتارها قطعا فساد و ناپاكي به بار مي آورد و مي تواند آرزوهاي يك باشگاه ،يك استان، يك شهر  و آينده يك بازيكن را با يك تصميم غلط و منفعت طلبانه اين مديران با يك تلنگر و ضر و زيان جدي و نابودي باشگاه و بازيكن روبرو نمايد،نمونه بارز ان مهدي قائدي كه در بهترين شرايط امادگي بسر ميبرد و مي توانست پله هاي ترقي و پيشرفت را در كوتاه ترين زمان ممكن طي نمايد و بازيكني موثر  و مفيدي براي تيم خود و فوتبال كشور باشد،ولي حضور غيرموجه و سهل انگاري  و اشتباه مدير،سرمربي و ساير مسولين باشگاه استقلال طهران با ان همه امكانات و ادعا هاي واهي متاسفانه با خبر تصادف و عمل جراحي او در بيمارستان خليج فارس بوشهر همه را مات و مبهوت اين تصميم غيركارشناسي خود نمودند،بازيكني كه امروز همه علاقمندان به فوتبال نگران  آينده  ورزشي و سلامتي او مي باشند،آيا باشگاه حرفه ايي  بزرگي  چون استقلال طهران(شما بخوانيد دولتي) نبايد برنامه و توانايي حفظ و نگهداري قائدي 18 ساله با ان همه استعداد  و هوش بي نظيرش داشته باشد؟شايد خيلي ها هم بگويند كه بخشي از ان مربوط به اخلاق و رفتار خودش هم مي باشد ،بله اما جواني كه در سن سركشي و اوج غرور همراه با اشتباهات قرار گرفته است و در يك محيط و فضاي بسيار كوچك و تكراري با يك تفكر بسته رشد نموده است ، حال با اين همه شهرت  در كوتاه ترين زمان ،تشويق 60 ،70 هزار تماشاگر در ورزشگاه كه همنوا او را صدا مي زنند،حمايت همه جانبه و مستمر رسانه ديداري،نوشتداري،و شنيداري و كارشناسان فوتبال و گزارشگر ها ، طبيعي است كه  به نصيحت كسي گوش نمي كند ،كسي را نمي بيند ،همه چيز را مي خواهد با نيروي جواني و غرور خودش تجربه و حل نمايد، با اين سن كم  با اين همه شهرت و هوادار ،او داشت روي ابرها راه مي رفت به همين دليل  نياز به يك مشاور همراه داشت تا از سن سركشي و غرور عبور نمايد و به آرامش برسد. مهدي آينده درخشاني در پيش رو داشت و سرمايه بزرگي براي باشگاه و فوتبال كشور محسوب مي شد.قائدي در اوج درخشش زير تيغ جراح پزشكان رفت و مصدوم شد و حضورش در فوتبال براي همگان نامشخص است. اما احمدرضا شاكر جوان 17 ساله و بازيكن تيم جوانان استقلال از ميان ما كوچ بر بست . اين سرمايه ها هر گز نبايد در اين سنين تنها گذاشت و رها كرد . اگر دولتيان دست از سر اين فوتبال برندارند. اگر فوتبال ايران با امكانات كافي استاندارد و با قوانين و ديدگاه حرفه ايي اداره نشود و از حق پخش مسابقات نتواند استفاده لازم را ببرد.اگر باشگاه هاي كشور از مديران با صداقت و  مجرب  و كاربلد و دلسوز استفاده ننمايند و يك نظارت جدي و كارشناسي بر عملكرد انها به ويزه در بخش مالي صورت نگيرد.قطعا بايد منتظر اتفاقات ناگوارتري براي اين فوتبال و بازيكنان خود باشيم. مديراني كه با تحميل نمودن شبانه  فززندان خود با يك قرارداد چند مليون توماني بيت المال و با همراهي  دلال فاسد فوتبال و زير پا گذاشتن تمام قوانين فوتبال  سالانه به يكي از تيم ها براي فقط نشستن بر روي نيمكت و تماشا كردن بازي ها از نزديك  به خاطر اينكه آرزوي پدر و  توانايي فرزند در همين حد و اندازه  مي باشد و  براي چشم پوشي از فساد و جذب بازيكن با هم معامله مي كنند.همان گونه كه خودشان هم شبانه به فوتبال و غيرقانوني تحميل گرديدند و توانستند تمام معادلات و محاسبات راستي و درستي و....  را در فوتبال  بي ارزش نمايند. امروز همين آقايان از عدالت و حق و حقوق ديگران در مصاحبه ها و مراسم هاي گوناگون سخن  مي رانند و قيافه حق به جانب هم به خود مي گيرند. اين گونه مديران با تفكر و عملكرد و شخصيت شان در فوتبال دلالي و فساد در كنار خود پرورش و رواج مي دهد،دروغگويي كه رمز موفقيت خودشان را مي دانند جايگزين راستي در فوتبال  مي كنند و بي عدالتي و حرج و مرج را بر جثه نحيف و فضاي تاريك و بي نظم  ان حاكم مي نمايند. فوتبال ما سال ها  است كه در دام تفكرات و انديشه بعضي از مديران  كوتاه انديش و كارنابلد كه بقاي خود را در كنار دلال ها  جستجو مي كنند گرفتار مي باشد. اين آقايان براي چند صباحي رياست حاضرند با انواع ترفندها و زيرپا گذاشتن قوانين و قرباني نمودن برخي از مربيان با تجربه و بعضي از بازيكنان و بي حرمتي به صاحبان اصلي فوتبال گذارن عمر كنند و درد بي كسي را تحمل  نمايند تا اندكي صاحب نشان گردند، به منصب هاي بالاتر دست پيدا نمايند تا  شايد بيشتر ديده شوند.البته در اين ميان بعضي از مديران باشگاه ها هم هستند كه با يك كارنامه خوب و بصورت مقطعي خدمت كردند و با شايستگي هم كنار رفتند. اگنون اتحاد و هجوم تعداد اندكي از كت و شلوارپوشان كه بعضي از انها با فوتبال بيگانه مي باشند و سوابقي هم در  اين رشته ندارند و بدنبال قدرت و شهرت و راه يافتن به شورا و مجلس و..... مي باشند جامعه فوتبال  و كانون مربيان را نگران نموده است و مي تواند حضور آنها را در مراسم هاي مختلف ورزشي و ايستادن در مقابل دوربين ها بزرگترين تهديد براي پيشرفت و بقاي  فوتبال كشور و شهر و استان باشد،افرادي كه از مسائل فني فوتبال اطلاعي ندارند اما براي بركناري يك مربي برجسته كه حتي موفق هم عمل نموده است بدون كارشناسي تصميم مي گيرند و حكم صادر مي نمايند تا بتوانند رضايت چهار تماشاچي خاص را بدست اورند،آينده تيم و هزينه ايي هم كه با پول مردم و بيت المال براي تيم انجام مي گيرد برايش ارزشي قائل نمي باشند در مقابل بعضي از مربيان غيربومي كه استاد لابي گري مي باشند بدون كارشناسي به شهرهاي خود  مي آورند ،به اين نوع فوتبال مي گويند،فوتبال دولتي كه هيچ ارتباطي با فوتبال حرفه ايي ندارد،تصميماتي كه اصلا فوتبالي نيست و فقط از روي لجبازي و از موضع قدرت صورت مي گيرد. متاسفانه اين دغدغه ها و نگراني ها مثل كابوس نفس گير بر فضاي ورزشي اين شهر و استان چند سالي  است كه سايه افكنده است..  شما فساد را چگونه مي بينيد و چگونه تعريف مي كنيد؟.....عبدالرسول حيدري